نقش فلسفه در ایجاد پوچ گرایی در افراد

نقش فلسفه در ایجاد پوچ گرایی در افراد

پوچ گرایی در افراد

راز جمله مشکلاتی که این روزها گریبان گیر بسیاری از افراد جامعه شده است، مشکل پوچ گرایی است. این موضوع چندان شناخته شده نیست و شاید افراد بسیار کمی از دلایل آن با خبر باشند. در این مطلب سعی داریم به بررسی تعدادی از دلایل ایجاد حالت پوچ گرایی در افراد بپردازیم:

دلایلی که برای پوچ گرایی وجود دارد به دو دسته تقسیم می شوند:

  1. علل ذاتی و درونی
  2. عللل اجتماعی و بیرونی

بدون شک می توان گفت که نمی توانیم بین افراد و جامعه ای که در آن زندگی می کنند تفاوتی قائل شویم. اجتماع بر روی فرد تاثیر بسیار زیادی می گذارد. در واقع عوامل مختلفی که در جامعه وجود دارند باعث ایجاد حالات روحی مختلف در افراد می شوند. عواملی مانند عدم تربیت درست، تحقیر شدن، تغییر ارزش ها، فکر کردن زیاد به مسائل فلسفی و ... همه و همه نقش بسیار زیادی در شکل گیری یک فرد دارند.

پوچ گرایی یکی از ویژگی هایی است که تحت تاثیر محیط در فرد ایجاد می شود. البته نمی توان تنها وجود یک دلیل را برای ایجاد این حالت در نظر گرفت بلکه پوچ گرایی در اثر تعداد زیادی از عوامل در کنار هم ایجاد می شود.

پوچ گرایی در واقع دارای شدت های متفاوتی است و میزان این عارضه در افراد متفاوت است. شدت این عامل در افراد مختلف بستگی به عامل به جود آورنده آن دارد. عواملی مانند شکست عشقی، نداشتن مقام مورد انتظار،

برخی از افراد ممکن است این عارضه تا سال های پایانی زندگی اش نیزبا او همراه باشد. البته این عامل به سن افراد نیز مرتبط است. در این مطلب قصد داریم به دو عللی که بیشتر تاثیر را در ایجاد پوچ گرایی دارند بپردازیم:

       1. پرداختن به مسائله آفرینش:

درست است که از گذشته تا کنون افراد بسیار زیادی به دنبال کشف آفرینش و چگونگی آن بوده اند، اما آیا واقعا فکر کردن به این موضوع نیاز است؟ البته بسیاری از افراد به صورت گذرا به این موضوع فکر کرده و از کنا ر آن به سادگی عبور می کنند. اما برخی از افراد هستند که موضوع آفرینش را به یک معمای بزرگ در ذهن خود تبدیل می کنند و در نهایت به دلیل نیافتن پاسخ درست دچار یاس و نا امیدی می شوند. پرداختن به این مسائل در نهایت یاس و نا امیدی را به همراه دارد. البته نمی توان گفت که هیچکس نمی تواند برای این سوال پاسخی پیدا کند چرا که افراد بسیار زیادی مانند فارابی، ابن سینا، خواجه نصیر و ملاصدرا و بسیاری از افراد دیگر به دلیل دارا بودن سیستم های فلسفی و دینی پاسخ این سوالات را به دست آورده ند. اما بسیاری از افراد دیگر نیز که نمی توانند به نتیجه دلخواهشان برسند و در نتیجه به مرور دار مشکلات روانی شده اند.

       ۲. کنجکاوی در مورد مرگ:

فکر کردن به مرگ بسیاری از افراد را دچار یاس و نا امیدی می کند. فردی که در حال حاضر خوشحال و شاد است و در حال استفاده از نعمت های زیادی است که در زندگی خود دارد، با فکر کردن به مرگ و اینکه این حالات خوشی زودگذر است، این لذت ها را از او دور می کند و در نهایت آن چه که از فرد باقی می ماند، چیزی جز یاس و نا امیدی و در نهایت ایجاد حس پو گرایی در او نیست و همواره به این می اندیشد که این خوشی ها زودگذر است و زندگی ارزشی ندارد. برای رهایی از این افکار کافی است با فردی مشورت نمایید که ذهن شما را از این مسائل دور کند.

یاس و نا امیدی و ... باعث ایجاد اثرات متفاوت در افراد می شود. حتی در